چه قاب هایی رو میبینیم! چه قاب های رو بوک مارک می کنیم تا بیشتر ببینیم! چه حسرت ها و لبخندها و حسادت هایی با هم جمع میشه تا دست زیر چونه به قاب های عجیب و غریب دنیای اطراف مون نگاه کنیم ؛ با هر آب دهن! چه حسرتی فرو میره و دوباره ترشحی جدید! فارغ از اینکه کسی در حسرت قابِ الان ماست ، درست همین نزدیکی! و بغض فرو میبره و میگه " خوش به حال فلانی! " و کسانی اونورتر باز هم این چرخه رو تکرار می کنند و این معیوبِ مدام توقفی نداره! مگر با ذهنی آگاه تر که تلنگر بزنه چه خبرته!!! این قاب که دهنت رو آب انداخته تنها برشی از یک حجمِ بزرگه! این تنها نوک قله ای که حجم عظیم ش زیر آبه! با تمام زشتی ها و زیبایی های ممکن ش.

خوشحالم که با خودم سر قراری هستم چندین و چندساله و از دیدن قاب های اطرافم حسرتی نبردم و نمیبرم و اگر اندکی حسرت رخ بده ، دست عقل و دلمو میگیرم و میبرم تو اتاقِ تمرکز و انصاف و یه دورِ کامل شُکرگزاری! حالا این مفهوم رو " مارشال کاری" کوتاه و تمیز در The Neighbors' Window به تصویرکشیده که از دیدنش کیف مطلوبی حاصل میشه، مفاهیم ساده و عمیق! از اینجا ببینید و کیفور شید.
برچسب:
نویسنده: رادین شجاعی